نتایج جستجو برای عبارت :

مرد یعنی مردن و زن یعنی زادن

فاحشه مبینه چیست؟!
سید شرف الدین حسینی استرآبادی رضوان الله علیه، عالم بزرگ شیعه روایت کرده است:
قال محمد بن العباس رحمت الله علیه: حدثنا الحسین بن أحمد، عن محمد بن عیسى، عن یونس، عن كرام، عن محمد بن مسلم، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: قال لی: أتدری ما الفاحشة المبینة ؟ قلت: لا. قال: قتال أمیر المؤمنین علیه السلام یعنی أهل الجمل.
محمد بن مسلم گفت: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: آیا می‌دانی فاحشه مبینه ( آیه سی‌ام سوره مبارکه احزاب) چیس
نمیدونم این حس مردن چرا دست از سرم برنمی‌داره. حس می‌کنم در روزگاری نه چندان دور خواهم مرد. فکر کردن بهش آزارم میده ولی ناراحت نمیشم، میتونم بخندم. خود اون مردن درد نداره، یعنی خب اگه مردن بی دردی باشه درد نداره ولی درد کشیدن بقیه از این مرگ غم انگیزه. انسان فراموشکاره ولی. امیدوارم زود فراموشم کنن. مثلا مامانم یادش بره دختری مثل من داشته:)) مضحکه ولی کاش میشد.
حالا ایشالا که نمیرم و از این نمردن استفاده کنم.
+ در عدم نالیدن...
دانلود فیلم سینمایی مردن در آب مطهر محصول 1399 اثری از کریم امینی, دانلود فیلم سینمایی مردن در آب مطهر با لینک مستقیم رایگان کامل کم حجم کیفیت بالا عالی بلوری 4کا, دانلود فیلم سینمایی ایرانی مردن در آب مطهر جدید بدون تگ آرم تبلیغاتی و نیاز به خرید اشتراک ویژه دانلود فیلم سینمایی

ادامه مطلب
مقام والای حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه در بیان امام سجاد علیه السلام
شیخ صدوق رحمه الله روایت کرده است:
۱۰۱- حدثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی رضی الله عنه قال: حدثنا علی بن إبراهیم بن هاشم، عن محمد بن عیسى بن عبید، عن یونس بن عبد الرحمن، عن ابن أسباط، عن علی بن سالم، عن أبیه، عن ثابت بن أبی صفیة قال: قال علی بن - الحسین علیهما السلام: رحم الله العباس یعنی ابن علی فلقد آثر وأبلى وفدى أخاه بنفسه حتى قطعت یداه فأبدله الله بهما جناحین یطی
نام امام حسن، حسین و محسن علیهم السلام در تورات
ابن شهر آشوب مازندرانی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه می‌نویسد:
أبو بكر الشیرازی فیما نزل من القرآن فی أمیر المؤمنین علیه السلام ، عن مقاتل ، عن عطاء فی قوله تعالى : ولو آتینا موسى الكتاب كان فی التوراة : یا موسى انی اخترتك ووزیرا هو أخوك یعنی هارون ، لأبیك وأمك كما اخترت لمحمد الیا هو اخوه ووزیره ووصیه والخلیفة من بعده طوبى لكما من أخوین وطوبى لهما من أخوین الیا أبو السبطین الحسن والحسین ومحس
شهادت ابن سکیت رضوان الله علیه در راه ولایت امیر المومنین علیه السلام
سیوطی از علمای اهل تسنن می‌نویسد:
وفی سنة أربع وأربعین قتل المتوكل یعقوب بن السِّكِّیت الإمام فی العربیة فإنه ندبه إلى تعلیم أولاده، فنظر المتوكل یومًا إلى ولدیه المعتز والمؤید فقال لابن السكیت: من أحب إلیك هما أو الحسن والحسین؟ فقال: قنبر -یعنی: مولى علیّ- خیر منهما، فأمر الأتراك فداسوا بطنه حتى مات، وقیل: أمر بسلّ لسانه فمات وأرسل إلى ابنه بدیته، وكان یعقوب رافضیًّا.
شهادت ابن سکیت رضوان الله علیه در راه ولایت امیر المومنین علیه السلام
سیوطی از علمای اهل سنت عمری می‌نویسد:
وفی سنة أربع وأربعین قتل المتوكل یعقوب بن السِّكِّیت الإمام فی العربیة فإنه ندبه إلى تعلیم أولاده، فنظر المتوكل یومًا إلى ولدیه المعتز والمؤید فقال لابن السكیت: من أحب إلیك هما أو الحسن والحسین؟ فقال: قنبر -یعنی: مولى علیّ- خیر منهما، فأمر الأتراك فداسوا بطنه حتى مات، وقیل: أمر بسلّ لسانه فمات وأرسل إلى ابنه بدیته، وكان یعقوب رافضیّ
بغض و نفرت امام جواد علیه السلام از قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها و آرزوی انتقام از آنان
طبری شیعی رضوان الله علیه روایت کرده است:
۱۸/۳۵۸- وأخبرنی أبو الحسین محمد بن هارون بن موسى، قال: حدثنا أبی (رضی الله عنه)، قال: أخبرنی أبو جعفر محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید، قال حدثنا محمد بن أحمد بن أبی عبدالله البرقی، قال: حدثنی زكریا بن آدم، قال: إنی كنت عند الإمام الرضا علیه السّلام اذ جیء بأبی جعفر علیه السّلام و سنه أقل من أربع سنین، فضرب بیده إل
مدت‌ها پیش، یعنی دوران دبیراستان، معلمی داشتیم که تسلط فراوانی به زبان فارسی داشت و برای ما در مورد ریشه‌ی کلماتی که استفاده می‌کنیم صحبت کرد. این موضوع برای من خیلی هیجان انگیز بود، چرا که تا به حال اصلا به این که چرا این کلمات باید استفاده بشن، فکر نکرده بودم و امروز این پست‌ بهانه‌ای شد که با گوگل کردن به یک مقاله در همین مورد برخورد کنم و باز نشر کنم ... یکی از کلماتی که معنای جالبی داشت، کلمه‌ی پدر بود که تا به حال ارتباطش رو با Father متو
دانستنی؟
آیامیدانید؟ احتمال دارد درسال 6000میلادی علم به حدی پیشرفت كند كه خودرو ها دیگر استفاده نشوند و انسان توسط موج برروی زمین باسرعت بالا حركت كند!!!!!!!!!!
آیامیدانید؟ ترانزیستور قطعه ای الكترونیكی است كه توسط این قطعه انقلابی درجهان ایجادشد وباعث بوجود آمدن عصر اطلاعات وارتباطات شد.تمام وسایل الكترونیكی ارتباطی برای ایجاد ودریافت امواج ازاین قطعه استفاده میكنند.
آیامیدانید؟اگر از زمین فراتر وبسیار زیاد دور شویم  آسمان ها را به صورت
پوستر فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر » به نویسندگی و کارگردانی نوید محمودی و تهیه کنندگی جمشید محمودی که توسط محمد موحدنیا طراحی شده است در آستانه نمایش در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد.
«مردن در آب مطهر» ۱۷ بهمن ماه ساعت ۱۹:۳۰ در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه نمایش داده می شود.
علی شادمان، ندا جبرائیلی، متین حیدرنیا ، صدف عسگری و سوگل خلیق علیرضا آرا، امیررضا رنجبران، خیام وقار ، پیمان مقدمی،مهتاب جعفری ،فرید اسحاقی، فاطمه ش
عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان دارد و  مولا تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
سینماپرس: نوید محمودی تهیه‌کننده فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» از آثار راه یافته به بخش سودای سیمرغ سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد این فیلم در آخرین مراحل فنی قرار دارد.
 
نوید محمودی تهیه کننده فیلم سینمایی «مردن در آب مطهر» به کارگردانی جمشید محمودی که به بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر راه یافته است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت این فیلم گفت: ما همه تلاشمان را می‌کنیم که فیلم را آماده کنیم. «مردن در آ
ما مردمان خاورمیانه‌ایم
بعضی‌هایمان در جنگ کشته می‌شویم
بعضی در زندان
بعضی‌هایمان در جاده می‌میریم
بعضی در دریا
حتی بلندترین کوه‌ها هم
انتقام تنهایی‌شان را از ما می‌گیرند
چرا که ما
شغل‌مان "مُردن" است
حمیدرضا_ابک 
وقتی از ایران خارج میشی، وقتی از خاورمیانه دور میشی یه سوال شب و روز مثل خوره به جونت می افته که چرا شغل ما "مردن" هست و شغل مردم اینجا "زندگی"؟! چرا دنیای اینها شبیه آخرت وعده داده شده به ماست؟
قلبم درد میکنه! و تنها نکته ای که
من آدم ضعیف یا شاید بی خیالی بودم که در تمام وقت هایی که خسته می شدم یا کم می آوردم اولین اقدامم، دعا برای مردن بود! مردن ساده ترین و دم دست ترین راه حل ممکن بود برایم. ولی حالا که مادر شدم، دورترین چیز از من، باید مردن باشد. نمی شود من نباشم برای پسرم. باید باشم که وقت هایی که زمین خورد، یاعلی بگویم و دستش را بگیرم. باید باشم که وقت هایی که احساس غربت کرد، بغلش کنم. باید باشم تا بغضش، گریه نشود. باید باشم که اجازه ندهم کسی صرف شوخی و خنده، اوقاتش ر
 
چمن سوپر اسپرت یک چمن چهار تخم می باشد که تر کیبات آن عبارتند از : پوآ : 10% + فستوکا 10% + لولیوم واریاته ULTRA با 35%+ لولیوم واریاته BOKSER با 45%
بذر چمن سوپر اسپرت  تولید شرکت هلند زادن کشور هلند
از ویژگی های برتر این چمن، می توان به  مقاومت، طول عمر و پنجه زنی بالا اشاره کرد و برای کشت در زمین های ورزشی، فضای سبز، پارک ها و ...  مورد استفاده قرار می گیرد.
تعداد بذر چمن در یک گرم : 450 الی 600 عدد
عمق کاشت : 0.6 الی 1 سانت
مقدار بذر موردنیاز برای هر متر مربع: 40 ا
کانال خفن با مطالب سنگین
خوشبخت مردن 
بالاتر از دیگران زیستن هنوز تنها راهی است برای اینکه اکثر مردم انسان را ببینند و به او 
احترام بگذارند.
 
لینک عضویت کانال تکست سنگین خوشبخت مردن
 



لینک عضویت بهترین لینکدونی رایگان تلگرام
همسایه‌ی کوچه روبه‌رویی‌ست. دبیرستانی که بودیم هر وقت با پانته‌آ از یکی از پسرها که همیشه‌ی خدا طوری تعریف می‌کرد که انگار هزارسال است پسره دنبالش می‌دود و نامه‌های فدایت‌شوم می‌نویسد؛ حرف می‌زدیم و قضیه به جای حساس می‌رسید، در را باز میکرد و با شلنگ جلوی در حیاط را می‌شست.سفره‌ی نذری همیشه توی خانه‌شان جای خودش را داشته، هیئت دارند.
موقع پذیرایی چای می‌گوید دستم می‌لرزد و خواهش می‌کند چای را کنارش بگذاریم. دستش به شعاع پنج سانت
نمیدونی چقدر با خودم کلنجار رفتم تا این رفتار بدم رو ترک کنم 
جنگیدن با تو خیلی سخته خیلییییییییی
نمیدونم چند ساله ... ولی سخت گذشت 
این روزها شیطان از راههایی وارد میشه ولی یه نیروی توی درونم میگه اشتباه نکن 
یادته سری قبل با این روشها دوباره برگشتی.برای همین دست نگه میدارم 
تقریبا یک ماه این رفتار زشت رو ترک کردم اگه به چهل روز برسه مطمئن هیچ وقت برنمی گردم.
جدیدا فایل های صوتی آن سوی مرگ رو گوش میدم 
حرفهای جالی داره .چند نفر که مردن و برگش
هیچ‌چیز، هیچ‌گاه کامل نبوده. "بک جهان نقصان، به یک ارزن کمال آمیخته" بوده. از جایی که به خاطر دارم، یک جای کار لنگیده، و هر روز نه تنها کمتر نشده، که بر وسعتش افزوده شده.
گاهی سوار وسایل نقلیه، از ماشبن گرفته تا هواپیما فکر میکنم که این دستگاه تا کجاها که نمی‌تواند برود، ولی ناگهان به خاطر آوردم بازده این سیستم پانزده درصد هم نیست. این همه می‌سوزد و نهایتا پانزده درصدش صرف رسیدن به هدف می‌شود. همین هم درباره واکنش صادق‌ست. مواداولیه را می‌
"به آرامی آغاز به مردن می کنیم اگر، سفر نکنیم، اگر کتاب نخوانیم، اگر به اصوات زندگی گوش ندهیم، اگر از خود قدردانی نکنیم.
به آرامی آغاز به مردن می کنیم، زمانیکه خودباوری را در خود بکشیم، وقتی نگذاریم دیگران به ما کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می کنیم اگر، برده عادات خویش شویم، اگر همیشه از یک راه تکراری برویم، اگر روزمرگی را تغییر ندهیم، اگر رنگ های گوناگون به تن نکنیم، اگر با افراد ناشناس صحبت نکنیم.
به آرامی آغاز به مردن می کنیم اگر، از شور
تعاریف ترکه در کتب فقهی در مورد معنا و مفهوم ترکه نظرات متفاوتی ابراز شده است:
1- آنچه که بعد از مردن شخص از اموال و حقوق مالی قطع نظر از حقوق متعلق به آن باقی می ماند.
2- آنچه که بعد از مردن شخص از اموال و حقوق مالی بعد از جدا نمودن حقوق متعلق به آن بر جای می ماند ترکه می گویند.
3- آنچه را که میت بعد از تجهیز او اعم از حقوق و اموال بعد از وضع دیون شخصی و عینی بر جای می ماند ترکه می گویند.
از نظر بنده ترکه به اموال و حقوق برجای مانده از میت اطلاق می شود ک
 
چمن سوپر اسپرت یک چمن چهار تخم می باشد که تر کیبات آن عبارتند از : پوآ : 10% + فستوکا 10% + لولیوم واریاته ULTRA با 35%+ لولیوم واریاته BOKSER با 45%
بذر چمن سوپر اسپرت  تولید شرکت هلند زادن کشور هلند
از ویژگی های برتر این چمن، می توان به  مقاومت، طول عمر و پنجه زنی بالا اشاره کرد و برای کشت در زمین های ورزشی، فضای سبز، پارک ها و ...  مورد استفاده قرار می گیرد.
تعداد بذر چمن در یک گرم : 450 الی 600 عدد
عمق کاشت : 0.6 الی 1 سانت
مقدار بذر موردنیاز برای هر متر مربع: 40 ا
خیلی زیاد اسمشو شنیده بودم و هزاران بار پوسترشو دیده بودم. الان ک فصل یکش رو تموم کردم چندان ب دلم نشسته و فقط بخاطر اینکه بفهمم واقعن ته ماجرا چه اتفاقی رخ داده فصل ۱ رو تموم کردم...
اگه کسی هستین که از جریانات جنایی بر اساس واقعیت خوشتون میاد، از این سریال هم خوشتون میاد! اول هر اپیزود نوشته میشه که داستان بر اساس واقعیته و ب احترام کسایی ک مردن و ... داستان بر اساس اون واقعیتی که گفته شده یاخته شده و اون اسم ها تغییر کرده فقط. که البته ی سری جاه
تعاریف ترکه در کتب فقهی در مورد معنا و مفهوم ترکه نظرات متفاوتی ابراز شده است:
1- آنچه که بعد از مردن شخص از اموال و حقوق مالی قطع نظر از حقوق متعلق به آن باقی می ماند.
2- آنچه که بعد از مردن شخص از اموال و حقوق مالی بعد از جدا نمودن حقوق متعلق به آن بر جای می ماند ترکه می گویند.
3- آنچه را که میت بعد از تجهیز او اعم از حقوق و اموال بعد از وضع دیون شخصی و عینی بر جای می ماند ترکه می گویند.
از نظر بنده ترکه به اموال و حقوق برجای مانده از میت اطلاق می شود ک
             هیچ چیز در این دنیا قطعی نیست،
                        به جز مرگ و مالیات.
             بنجامین فرانکلین


چند وقته که با چالش بزرگی روبرو شدیم . خانم سالمندی که زندگی را برای خانواده اش سیاه کرده ...
همه می پرسند چرا ؟! و هر کسی حرفی می زنه . 
فکر میکنم جواب سوال را بدونم .
اضطراب شدید و ناخودآگاه مرگ . ترس از مردن !
دقت کردید که بار اضطرابی واژه ی مردن بشدت کمتر از مرگ هست ؟!
و بار اضطرابی عبارت" ترس از مرگ "بشدت بیشتر از کلمه ی مرگ هس
اما خدا به هیچکس مثل اصحاب کهف حال نداد...
ساعت 5 بعد از ظهر ایمان اوردن تا 9 رسیدن تو غار گرفتن خوابیدن 300سال بعد پاشدن یه صبحونه سبک خوردن و مردن و رفتن بهشت...
 پارتی داشتن فکر کنم :)
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
 
شما به‌هرحال از میلِ ما به مرگ سوءِ استفاده کردید. ما دل‌مان می‌خواست‌ بمیریم، با شما؛ که طرحِ ناگهانی مرگ‌اید. اما شما مردن ما را صرف زنده‌بودن‌تان کردید. و انصاف اگر بدهید، ناجوانمردانه‌ست. که شما زودتر از گور بلند شوید.
    
      دخترکی راه راه قسمت اول . 

ادما تو زندگی در برخورد با دیگران رفتار و اخلاقهای متفاوتی از خودشون نشون می دن و به نوعی با محیط اطراف و اتفاقات پیرامونشون ارتباط بر قرار می كنن در واقعه هر كس اخلاق خاص خودشو داره
مثلا بعضیا می تونن خیلی خشك و جدی باشن مثل بابای خدابیامرزم انقدر خشك و جدی كه اگه یه شب با كمربند به جون مادربد بختم نمی یوفتاد شام از گلوش پایین نمی رفت
و یا خیلی شوخ طبع و بذله گو.............. مثل اقای كیهانی دربون شركت
حرافترین
من مرجع هر عکس‌ام و به همین دلیل است که وقتی خود را مخاطب این پرسش بنیادین قرار میدهم که: چرا من در این احظه زنده ام ؟ دچار حیرت می شوم. 
 
منم خیلی وقتا شده این سوالو از خودم میپرسم نه فقط با دیدن عکسها. یجور حس غریبی به آدم دست میده که تو نه قبل از خودتو درک میکنی و نه بعد از خودتو. این بین در لحظه میمونی و به دنیا میای ،میگذرونی و در آخر میمیری. آدم هایی که میانو میمیرن. یه ذره ترسناک نیست؟ نه ترس از مرگِ از این تعداد شاید از این جمعیت که فقط می
بسم الله
صبح ها بیمارستان،خواب آلود از اینکه تا سحر ها بیدارم.وضعیت نه چندان خوب خانه.رویم نمیشود بعضی چیز ها را بگویم.به خیلی ها.
مریض های خنده رو و گاه بدحال.آهنگ گوش دادن یک مرد مریض با لباس آبی و همسرش در حیاط بیمارستان.آهنگ دوپس دوپسی با صدای بد خواننده و صدای بدتر موبایل ارزان قیمت مرد.کیفیت پایین زندگی در حیاط بیمارستان.امید داشتن به زندگی .بدونِ اینکه بدانی چگونه و کجای جهان هستی به ادامه دادن فکر کنی.هر جوری که هست،فقط تلاش کتی که ادا
بهش توجه نکن. اون آدم پر از عقده اس و یه طبل توخالی بی خاصیته.تمام تلاشش فرار از همین ویژگی ها و تظاهره. 
تو خودت توی زندگیت تصمیم میگیری. شده بکشیش. می کشی و بعد خودت توی زندگیت تصمیم میگیری... این تویی که تصمیم گرفتی اپلای نکنی. بهش فکر کردی و اقدام کردی و خودت نخواستی. خودت! تو باهاش سر هر خواسته ای که داشته باشی می جنگی! میفهمی! میجنگی
و بدبختی تو همین بس که از وقتی متولد شدی داری تحملش می کنی! خدا راحتت نمی کنه! نه با مردن اون نه با مردن خودت 
بج
اونقدر حالم خرابه که هیچی نمیتونه بهترش کنه ....
167 انسان بدون اینکه فکرشو بکنن سوختن و پرت شدن و مردن ...
حتی نفس کشیدنم سخته ....
50-60 نفر توی کرمان از دست رفتن بخاطر نقص فنی تجهیزات ...
کل این کشور تو غم فرو رفته ...
این هفته توی دی ماه همیشه دومینوی مرگ میمونه ...همیشه ...
مگه حتما باید قلب ادم از کار وایسته تا ادم بمیره ...دیدن مرگ اینهمه ادم از خود مردن بدتره ....
لعنه الله علی آل سعود..
بسم الله الرحمن الرحیم
ان نصر الله قریب..
 
"با ریختن خون عزیز ما، تایید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند. و زنده ماندنش به این خونریزی هاست.
بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید.
برادران!
مردن تهلکه نیست ؛ مردن حیات است . آن عالم ، حیات است ؛ این عالم مرده است . ازمردن نترسید، و نمی ترسیم . آنها باید
"No Time To Die"
آهنگ مضمون خیانت عاشقانه را برسی می کند,در همپوشانی با نکاتی از تریلر فیلم که رازهای مکتوم برملا می شوند؛ در مورد خیالات بده معشوقه جمیز باند دکتر مادلین سوآن.آهنگ از ترانه های مشهور پینشن سری های قبلی فیلم جیمز باند پی روی می کند,مثل ترانه فوق مطرح "سقوط آسمان" از خواننده بریتانیایی ادل "زنده شو و بزار بمیره"  از خواننده گروه بیتلز پاول مک کارتنی, و "انگشت طلایی" از شرلی بسی.آهنگ  همان عناوین قبلی را به دوش می کشد و وقت مردن نیست را ه
« آثار آن بزرگوار، مثل یاد او زنده است. کتاب های شهید مطهری قابل مردن و قابل تمام شدن نیست. مبادا کسانی خیال کنند که ما بعد از انقلاب تا به حال که مرتب کتاب های شهید مطهری را طبع  و منتشر می کنیم، تکراری است. نه؛ در سخن حق  و در کلام حکمت، تکرار نیست...
 
آنچه که کهنه نمی شود، معارف و حقایقی است که هنوز جامعه ما محتاج دانستن و تکرار کردن و از بر کردن آنهاست و آن همان محتوای کتاب های شهید مطهری است.۱ »
 
 
 
۱- استاد شهید در نگاه ولایت، انتشارات بینش
"No Time To Die"

آهنگ مضمون خیانت عاشقانه را برسی می کند,در همپوشانی با نکاتی از تریلر فیلم که رازهای مکتوم برملا می شوند؛ در مورد خیالات بده معشوقه جمیز باند دکتر مادلین سوآن.آهنگ از ترانه های مشهور پینشن سری های قبلی فیلم جیمز باند پی روی می کند,مثل ترانه فوق مطرح "سقوط آسمان" از خواننده بریتانیایی ادل "زنده شو و بزار بمیره"  از خواننده گروه بیتلز پاول مک کارتنی, و "انگشت طلایی" از شرلی بسی.آهنگ  همان عناوین قبلی را به دوش می کشد و وقت مردن نیست را ه
اعتراف تلخ غزالی عالم بزرگ اهل تسنن به بیعت‌شکنی عمر بن خطاب و غصب خلافت توسط او
غزالی از علمای بزرگ اهل تسنن و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نویسد:
واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من كنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى كل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحكیم ثم بعد
«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» اثر عطیه عطارزاده.
داستان این کتاب، زندگی دختر ۱۷ ساله ای رو روایت میکنه که در ۵ سالگی نابینا شده، پدرش اون و مادرش رو ترک کرده و با مادرش زندگی میکنه. دختر و مادرش توی زیرزمین خونشون، داروهای گیاهی درست میکنن و زندگی رو با خوندن کتاب و یادگیری طب بوعلی سینا میگذرونن و البته دختر هرگز از خونه بیرون نمیره و توی دنیایی که مادرش واسش ساخته زندگی میکنه‌.
فضای نیمه‌ی اول کتاب بسیار به کتاب «اتاق» شبیهه. همون زندگی
وضعیت عجیب و استثنایی داریم و چه می دونن اون هایی که فکر می کنن غممون فقط سقوط هواپیما و موشکه. نمی دونن این غم خیلی بزرگتر از این حرف هاست. اگر هیجان زدگی ها و جو دادن های قلابی شما نبود شاید اون موشک شلیک نمی شد. شاید خیلی های دیگه نمی مردن. شاید امید جوون های مملکت آتیش نمی گرفت. شاید ایرانی ها اتباع کانادا نمی شدن. شاید مردم خفه نمی شدن و بی حرف و اثر محو نمی شدن چون مردنشون طبیعی بوده و اتباع کانادا نبودن. چون توی خیابون های مملکت خودشون در ا
« آثار آن بزرگوار، مثل یاد او زنده است. کتاب های شهید مطهری قابل مردن و قابل تمام شدن نیست. مبادا کسانی خیال کنند که ما بعد از انقلاب تا به حال که مرتب کتاب های شهید مطهری را طبع  و منتشر می کنیم، تکراری است. نه؛ در سخن حق  و در کلام حکمت، تکرار نیست...
 
آنچه که کهنه نمی شود، معارف و حقایقی است که هنوز جامعه ما محتاج دانستن و تکرار کردن و از بر کردن آنهاست و آن همان محتوای کتاب های شهید مطهری است.۱ »
 
 
 
۱- استاد شهید در نگاه ولایت، انتشارات بینش
الف.
 سلام.
  این که روزهای گذشته را بی‌هیچ تغییری تکرار کنی، نشانی از مردن می‌تواند باشد، نشانی از زنده‌گیِ حیوانیِ اجتماعی انسان‌ها! حالاست که دوست دارم ماغ بکشم،‌ با دست دو شاخ برای خود گذاشته، رمیده در خیابان‌ها بدوم!
بشنوید
چه چیزی را باید دوست داشت. آیا خود را باید همیشه دوست داشت؟! آیا لیوانی که در آن قهوه می نوشید، باید دوست داشت؟! آیا مرگ را باید دوست داشت؟! آیا خدا را باید دوست داشت؟! بنظرم ما همیشه محکوم به دوست داشتن می شویم، برداشت بد نکنید ولی ما مجبوریم خانواده مان را دوست داشته باشیم. آیا می شود خدا را دوست نداشت و ما را بیامرزد؟!من محدثه را دوست دارم و بایدی برای دوست داشتن نبود. اینجور دوست داشتن ها حسی دیگری دارند. تا حالا کسی را دوست داشته اید؟! می خوا
آرام آرام ، باران ، تند تند میشدداشت تمام خانه های که با کاغذ ساخته بودم نم میکشیدتمام جوهر دوستت دارم هایی که روی دیوار هایش نوشته بودم حالا یک مشت اشک بودداشت آرام آرام، تند میشدحس کردم دلی آن دور هازیر خروار ها خاک دفن شدبه دستان باران قاتلبه دستور دنیای نامردچشمان من نظاره گر تمام رفتن هایت هست و میماندتا دلت میخواهد بروچتر را هم با خودت ببرزمین خیسی که نفس می‌کشیدیک فرق با صورت خیس من داشتمن نفس نمیکشیدمهیچبی هیچ ترسی از مردنبه خدا قس
در ریاضی پدیده‌ای است به نام خاصیت جابه‌جایی. عملیه‌هایی که خاصیت جابه‌جایی دارند وابسته به ترتیب نیستند. همانطور که میدانیم ۶+۳ = ۳+۶. اینجا با اینکه ترتیب ۶ و ۳ تغییر میکند، جواب در هر دو صورت یکی است. در زندگی روزمره «پوشیدن کفش چپ و بعد کفش راست» خاصیت جابه‌جایی دارد. فرقی نمیکند اول کفش راست را بپوشید یا چپ را. «اضافه کردن نمک و ادویه به غذا» خاصیت جابه‌جایی دارد. مهم نیست که اول نمک را اضافه می‌کنید یا ادویه را. «شستن سر و بدن در حمام»
هر آدمی دوبار می میرهیه بار وقتی عشقشو از دست میده، یه بار وقتی از دنیا میره.کاش فاصله ای بین این دو مردن نباشه.تحمل این فاصله خیلی دشواره.(فرهاد قائمیان/سریال تاریکی شب، روشنایی روز)اینکه اینو از زبون یه مرد میشنوم تو این سریال،سخته برام واقعا
زمانی کمال انسانی و تمدن بشری شکل می‌گیره که انسان «گیاه‌خوار» بشه.
~ حیوانات هم مثل ما «درک» دارند، معنی مردن رو می‌دونند، می‌ترسند از مرگ.. و ما به‌خاطر هوسِ «خوشمزگی» نمی‌تونیم از مصرف گوشت خودداری کنیم.
~ تا زمانی که گوشت می‌خوریم نمی‌تونیم از انسانیت حرف بزنیم.
 
اگه تاریخ مرگتو بدونی قبلش چکارایی میکنی؟
 
منکه میرم با دختر مورد علاقم ازداوج میکنم بعد هم معلم ریاضیمونو میکشم بعد هم یه جعبه شیرینی و کیک خامه خودم تنهایی میخورم اگ بفهمم بخاطر کرونا میمیرم قبل مردن یه سوپ خفاشی تست میکنم
نه!
کاری به کار عشق ندارم!
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیزی و هر کسی را
که دوستتر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ میکند...
پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار، دیگر
کاری به کار من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته میگذارم...
تا روزگار بو نبرد...
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!
***
 
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پ
امام صادق ع فرمود هر که لباس زمستانی یا تابستانی ببرادش بپوشاند سزاوار است خدا اورا از جامه های بهشتی پوشاند وسخی های مردن را بر او اسان کند ودر قبرش بر او ،شایش  دهد و چون اژقبر از در اید فرشتگان با مژدگانی از او ملافات کنند ابن است  قول خدای  عزوجل در کتابش و فرشتگان به پیشواز انها روند که امروز است ان روزی که بشما وعده داده شد 103 سوره 21  
مرگ مادربزرگم 
قضایای نورچشمی ترین پسرش و همسر و فرزندانش 
نام نیکی که از مادربزرگ موند و در مقابل باز هم پسرش و فرزندانش و اینکه آیا این قضایا به اون ربط داشت یا همزمان شد؟ 
و بعدش اون و عمه هر دو مریض شدن 
و عمه سال پیش و مادربزرگ امسال مردن
و هنوز قضایای زندگی عمو وجود داره 
 
و من با خودم میگم 
فقط خدا به درون انسان ها آگاهه
مرگ مادربزرگم 
قضایای نورچشمی ترین پسرش و همسر و فرزندانش 
نام نیکی که از مادربزرگ موند و در مقابل باز هم پسرش و فرزندانش و اینکه آیا این قضایا به اون ربط داشت یا همزمان شد؟ 
و بعدش اون و عمه هر دو مریض شدن 
و عمه سال پیش و مادربزرگ امسال مردن
و هنوز قضایای زندگی عمو وجود داره 
 
و من با خودم میگم 
فقط خدا به درون انسان ها آگاهه
بر اساس یک افسانه ی قدیمی ماه گرفتگی روی بدن ،محلی رو که در زندگی قبلی از اونجا کشته شدید رو  نشون میده.
توی حموم داشتم همه جای بدنم رو بررسی میکردم تا یه ماه گرفتگی یا نشانه ایی پیدا کنم تا بدونم توی زندگی قبلی از کجا کشته شدم، هیچ جایی رو پیدا نکردم . نکنه سکته کردم یا از کهولت سن مردم یا اینکه دچار خفگی توی آب شدم یا....
به زندگی قبلی اعتقادی دارین اصلا؟
بارها شده واسه اولین بار جایی رفتم ولی یه حسی بهم میگفت که من قبلا اینجارو دیدم یا همینطو
داشتم آشپزخونه رو تمیز میکردم‌ ، عمه گفت نمیتونم وسایلو بذارم‌تو بالکن ، کبوترا کثیف میکنن ، گفتم مسیرشون‌خب ببندین ، گفت قبل از اینکه و مریض بشه ، خواستیم ببندیم ، دوتا از بچه کبوترا مردن ، همون موقع پول گذاشتم تو قرآن که به خیر بگذره ، رفتیم‌ شهرمون فهمیدیم ، که  و سرطان داره ،
ادامه مطلب
یه ضرب المثلی هست بین ماها که میگیم: اون دردی که تو رو نکُشه قوی ترت میکنه.
اجازه میخوام ازتون که در این باب مخالف باشم. به نظر من اون دردی که نتونسته تو رو بکُشه درسته که نکشتت ولی مطمئنا بهت آسیب زده، پیرت کرده، شکسته ات کرده و روحت رو زخمی که کرده. همه چی که مردن نیست بالام جان!
مگر ماها بعد از رنج بسیار کشیدن سر یک مصیبت، دیگه میتونیم همون آدم قبل بشیم؟ 
دو باره کسب ثواب هزار حج کردم                   طواف قبر تو یا ثامن الحجج کردم
ما حج که نرفته ایم اما کافی است                  یک مرتبه حج فقرا بنویسند
آقا به ملازمان بگو نامم را                              یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند
ما شیعه که نه...ولی شما راضی شو             ما را زمحبان شما بنویسند
راضی نشوی که خادمان نامم را                   از دفتر نوکران جدا بنویسند
گفتم که پس از مردن من جای دعا               روی کفنم رضا....رضا....بنویسند
من فقط از یه جور مردن میترسم ...
حدس بزنید !
از شکنجه شدن ؟ از تیر خوردن ؟  تو غریبی مردن ؟
نه
من فقط از مردنی میترسم که بعدش روحمو جایی غیر از پیش خدا ببرن !
اگه میتونین منو اینطوری بکشید ، اگه نه پس
لطفا
ما را از مرگی که بازگشتی به سوی اوست نترسانید .
 
 
ﺩﺮﻭﺯ ﺒﻮﺭﺩم ﻮ ﺑﺎﺯ ﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﺰﺵ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻢ ﺳﻪ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻨﺎﺭﻡ ﺍﺯﻡ ﻣ ﺮﺳﻪ ﺍﻦﻪ؟؟
ﻣ ﻢ : ﺒﻮﺭﺩﻩﻣ ﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !ﻣ ﻢ : ﺒﻮﺭﺩﻩ !ﻣ ﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !!ﻣ ﻢ : ، ، ﺒﻮﺭﺩﺑﺎ ﺮﻪ ﺎ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﻪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦﻧﺒﺮﺩﻡ ...
ﻌﻨ ﺒﻮﺭﺩﻭ ﻮﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ !ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﻪ : ﺻﺪﺍ ﺑﻮﺩ ؟ﻣﻢ ﺒﻮﺭﺩﻩﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﻪ ﺑﺲ ﻦ ﺩﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﺶ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﻩ ، ﻧﻪ ﻣﻦ ، ﻧﻪ کس ﺩﻪ ﺍ ! ﺧﻮﺩﺕ ﻤﺶ ﺮ
ﺩﺮﻭﺯ ﺒﻮﺭﺩﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﺰﺵ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻢ ﺳﻪ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﻨﺎﺭﻡ ﺍﺯﻡ ﻣ ﺮﺳﻪ ﺍﻦ
ﻪ؟؟
ﻣ ﻢ : ﺒﻮﺭﺩﻩ
ﻣ ﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !
ﻣ ﻢ : ﺒﻮﺭﺩﻩ !
ﻣ ﻪ : ﻣﻦ ﻧﺒﺮﺩﻡ !!
ﻣ ﻢ : ، ، ﺒﻮﺭﺩ
ﺑﺎ ﺮﻪ ﺎ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﺶ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﻣﻪ : ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ
ﻧﺒﺮﺩﻡ ...
ﻌﻨ ﺒﻮﺭﺩﻭ ﻮﺑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ !
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﻪ : ﺻﺪﺍ ﺑﻮﺩ ؟
ﻣﻢ ﺒﻮﺭﺩﻩ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﻪ ﺑﺲ ﻦ ﺩﻪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﺶ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﻩ ، ﻧﻪ ﻣﻦ ، ﻧﻪ کس ﺩﻪ ﺍ ! ﺧﻮﺩﺕ ﻤ
از گوشه و کنار میشنوم که انگار خبر ندارند که اینجا تعطیل نشده!
بلکه کمی جمع و جور تر شده!
و محفلی خصوصی تر...
اگر از اندک دوست داران این پن‌دار نویسه ها بودی
بیا... اما خودت را و انگیزه ات را معرفی کن...
چون متن هام سمی اند!
باید آماده مردن باشی!
http://eitaa.com/pen_daar
پ.ن: سعیم بر این‌ست که خواب آسوده اینجا را بر هم نزنم!
⚡️ در زبان گیلکی برای بیان مفهوم «فیک و تقلبی بودن» چیزی از کلمه «شال/شائال» استفاده می‌شود؛ معمولا مورد توصیف شده، شباهت ظاهری با مفهومی دارد که بعد از «شال» قرار می‌گیرد اما ذاتا متفاوت است.
چند مثال:
شال میری/ شال مرگی= مردن تقلبی، خود را به مردن زدن
شائال خاوه= خود را به خواب زدن، خواب ساختگی
شال تسبیح/ شال مرخه= گیاهی با دانه هایی شبیه دانه‌های تسبیح که در کنار نهرها می‌روید
شال اشکم= مقداری غذا که رفع گرسنگی موقت کند
شال ویلاج= بار
تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی و انسانی را بقیه نوشته‌اند و خوانده‌اید، من فقط توصیه می‌کنم آدم‌های خطرناک نزدیک خود را بشناسید و ازشان فاصله بگیرید؛- آن‌هایی که به‌دنبال انتقام سخت بودند و برایشان مهم نبود انتقام چه در پی دارد، چون هدف وسیله را توجیه می‌کند!- آن معلم‌ها و دانشجومعلم‌هایی که نوشتند "من معلمم، هزاران قاسم سلیمانی تربیت خواهم کرد" و برایشان مهم نبود که قاسم سلیمانی‌ها، دشمن (داعش) را همراه با خانواده و زن و بچه می‌کشند.- و آ
دانلود مداحی مادر مگه چند سالته با نوای حاج محمود کریمی
حاج محمود کریمی مداحی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
  فاطمیه 98  
دانلود صوتی نوحه مادر مگه چند سالته آرزوی مردن نکن
  متن مداحی  
مادر مگه چند سالته آرزوی مردن نکنزخم در رو پر و بالته فکر پر کشیدن نکن
دعام اینه که خوب خوب بشیدوباره خونمون و شاد کنیباید بمونی تا یه روز بیادداداش حسنم و دوماد کنیخونه بی تو بی روحهبی تو شب ها تاریکهاز نگاهت معلومهوقت رفتن نزدیکه
مادر مگه چند سالته آرزوی مردن ن
ما که اینجا بیخود حوصله مان سرریز میشود. چپ میرویم،راست میرویم حالمان عوض نمیشود. این زندگی با مردن هیچ توفیری ندارد. این روزها کتابهای چندجلدی، سریالهای دنباله دار، خانه تکانی های طولانی و هزار کار دیگر کرده ام اما فقط ده روز گذشته است. 
داستان کوتاهی نوشتم که خودم هم حس خوبی به آن ندارم. میفهمید که چه میگویم؟ مثل اینکه آدم از هرکاری که میکند متنفر باشد...
خبر آتیش گرفتن جنگلای استرالیا و مردن حیوونا رو شنیده بودم اما با دیدن این فیلم گریه ام گرفت ۵۰۰ تا ۸۰۰ گونه جانوری مردن
 
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



آخه وقتی آدما میتونن انقدر مهربون باشن چرا نباشن؟؟!!♡❤❣❣❤❤
تقریبا همیشه زندگی من شبیه اهنگpassive از a perfect circleبوده و هست...شاید دلیلی که از معدود آهنگ هایی است که از اول تا آخرش را حفظ هستم همین باشد...هزار بار خودت را کنترل میکنی و کلی جان میکنی برایش...اخرش خودم را به مردن میزنم و برنامه را خراب میکنم ..مثل موش درون سوراخ میخزم و خودم را از حقیقت مخفی میکنم ...آن لعنتی واقعا من را نا امید کرده...به شدت... you better off this way
 
 
ما همه‌مون مرده‌یم. از صبح تاحالا خیلی فکر کردم ولی یادم نمیاد چی شد که مردیم. یه نقطه‌ای توی زمان هست که قبل از اون، تابع زمان، مقدار ثابت می‌گیره. انگار هرچیز از ازل حالِ ثابتی داشته و توی حالتی شبیه به روزمره‌گی، ناگهان یه انفجار کشنده اتفاق افتاده. می‌دونم که این‌طور نبوده. می‌دونم که زمان، پیش از مرگمون تابعی از درجه‌ی n و همین طور m متغیری بوده ؛ که نشه حتی توی فضای سه محوری کشیدش، پر از قله و دره و شکسته‌گی از صد جهت بوده. اما فقط
انسان همواره در
زندگی خود را میپوشاند،همواره در زیر نمودی که به چشم دیگران می آید،پنهان است. آدم
همیشه یک نقاب به صورت دارد. تنها دو جاست که غالبا نقابی که در سراسر عمر بر چهره
دارد را پی میزند : سلول زندان و بستر مرگ. در این دوجاست که فرصت عزیزی یه دست می
آید تا چهره حقیقی هر کس را خوب ببینی. به ویژه مرگ.
آدمی بوی مرگ را
که میشنود صمیمی میشود. بر بستر احتضار هر کس خودش است. وحشت مرگ چنان او را سراسیمه
میسازد که مجال تظاهری نمی یابد. حادثه چنان بزر

برای ساختن فرزندان، باید نخست خویشتن را بسازی. در غیر این صورت، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردن چاله‌های وجودت پدید آورده‌ای. وظیفه ی تو به عنوان والد، تنها ساختنِ خودی دیگر نیست، بلکه چیزی برتر است، چیزی همانند آفریدنِ یک آفریننده.   
وقتی نیچه گریست
اروین یالوم 
+چقدر ابن متن به واقعیت نزدیکه .
ما فرزند می آوریم تا ا. تنهایی و حس پوچی و بیهودگی فرار کنیم .
و به جای تربیت و پرورش او تنها سعی میکنیم چاله های وجودی

برای ساختن فرزندان، باید نخست خویشتن را بسازی. در غیر این صورت، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردن چاله‌های وجودت پدید آورده‌ای. وظیفه ی تو به عنوان والد، تنها ساختنِ خودی دیگر نیست، بلکه چیزی برتر است، چیزی همانند آفریدنِ یک آفریننده.   
وقتی نیچه گریست
اروین یالوم 
+چقدر ابن متن به واقعیت نزدیکه .
ما فرزند می آوریم تا ا. تنهایی و حس پوچی و بیهودگی فرار کنیم .
و به جای تربیت و پرورش او تنها سعی میکنیم چاله های وجودی
وقتی از یه رابطه میایم بیرون.
در واقع در ذهن طرف میمیریم.
بهش میگن خرده مرگ تو روانشناسی اگزیستانسیال.
و برای همین اینقدر اذیت میشیم داریم با یه مرگ کوچیک مواجه میشیم و ترس از مرگ اذیت مون میکنه.
اگر دقت کنید به کسی که دوستمون داره هر چند وقت یکبار میریم سر میزنیم تا مطمئن بشیم که دوستمون داره هنوز.
میترسیم از مردن تو ذهنش.
باید بپذیریم.
ما میمیریم.
 
برای چندمین بار تله فیلم "تنهایی" رو دیدم. این فیلم آرامش عجیبی داره، هر بار ازش بیشتر یاد میگیرم، از مرگ، از زندگی، از ترس، از آرامش. انقدر توصیف زیبایی از مرگ ارائه میده که بیننده هر وقت اسم مرگ رو بشنوه، آروم میشه بجای ترسیدن. شاید دلیل این آرامش، نحوه مواجهه متفاوت شخصیت های داستان با مقوله مرگ باشه.

- مردن هر آدمی انگار اولین مرگیه که روی زمین اتفاق میوفته، اینو یادتون باشه.

- مرگ حقه، نترسید،  تا حالا کسی نبوده که نمرده باشه.
-مردن خود آد
این حوالی یک نفر دارد مربای آلبالو می‌پزد. و من دلم برای مادرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد از آب‌سردکن‌های کنار خیابان از دست‌های بزرگ پدرش آب می‌خورد. و من دلم برای پدرم تنگ شده. این حوالی یک نفر دارد تولدی را تبریک می‌گوید. و من دلم برای او تنگ شده.این حوالی یک نفر دو ساعت است که زل زده به سقف در جستجوی خطی برای نوشتن. و من دلم برای نوشتن تنگ شده. من دلم برای همه چیز تنگ شده. برای همه‌ی چیزهایی که حق داشتم کنارم باشند و نیستند.زویا پیرزاد
تازگی ها هرگاه از دیگران می رنجمیا حتی نگرانم که چه قضاوت هایی پشتِ پرده ی تظاهرشان، برایم می کنندچشمانم را می بندمو این قسمت از جمله ی معروف "دیل کارنگی" را در ذهنم مرور می کنم
"دیگران حتی به اندازه ی سردردشان، به مردن من و تو اهمیت نمی دهند..."
و همین برای بیخیال شدنم کافیست...
و من نگران قضاوت های مردمی که به اندازه ی سردردشان هم برایشان مهم نیستم، نخواهم بود...
راز آرامش همین است‌...!
 
برای چندمین بار تله فیلم "تنهایی" رو دیدم. این فیلم آرامش عجیبی داره، هر بار ازش بیشتر یاد میگیرم، از مرگ، از زندگی، از ترس، از آرامش. انقدر توصیف زیبایی از مرگ ارائه میده که بیننده هر وقت اسم مرگ رو بشنوه، آروم میشه بجای ترسیدن. شاید دلیل این آرامش، نحوه مواجهه متفاوت شخصیت های داستان با مقوله مرگ باشه.

- مردن هر آدمی انگار اولین مرگیه که روی زمین اتفاق میوفته، اینو یادتون باشه.

- مرگ حقه، نترسید،  تا حالا کسی نبوده که نمرده باشه.
-مردن خود آد
این واژه های ناب که از دل چکیده اندشعر مرا ز جنس غزل آفریده اند
گنجشگ های بر لب ایوان خانه اندبر سنگفرش صحن دل من پریده اند
تا آنکه مصرعی بسرایم زحال خویشجان کندن مرا به نگاهی ندیده اند
هر بار نیمه جان شده ام از سرودنمگویی برای مردن من سر رسیده اند
این گله های شعر - غزالان شب نفس_در زیر نور ماه چه زیبا چریده اند
گاهی چنانکه لحظه ی پرواز مرغ غشقبر ارتفاع تنگ قفس آرمیده اند
گاهی برای دیدن سیمرغ هفت شهرتا قله های دور خدا پر کشیده اند
خون می چکد ز رق
زمان می میرد
و تویی زنده می شود ...
مرگِ ثانیه ها را میشمارم
تاتولدِ ای دوباره!.
دنیا به من آموخت که 
بدونِ تو مردن بِه....
ازحالا
تارسیدن به بهشتِ بین الحرمین
"تنها نقطه ی عروج"
شوقِ پرواز دارم.
امان از لحظه ای که نخواهی ام
امان از روزی که رهایم کنی
امان از لحظه ی غفلت که شاهدم باشی حسین جااااااان.
#اللهم عجل لولیک الفرج
#آقای خوبِ غزل های من سلام.
داشتم به یه این فکر میکردم که اگه منم کرونا بگیرم و از اونایی باشم که حالم وخیم بشه و ببرنم بخش مراقبت های ویژه و بعد تلاش دکترا برا نجاتم فایده نداشته باشه . ...
این کرونا خیلی بدی ها داشته.
ولی یکی از خوبی هاش اینه که یه مقدار به مردن فکر میکنیم.
چیزی که همیشه بوده و هست. ولی یادمون رفته که هست و خیلی هم نزدیکه .
داشتم فکر میکردم که من وصیت نامه ندارم. واگه بخوام بنویسم چی مینویسم؟
خسته از حالِ این روزهای شهر
خسته از مقاومت
خسته از صبوری
خسته از بغض های بی امان 
خسته از دوری و فراق
کاش همین نزدیکی ها سراغی بگیری از ما
هوایِ ماندن درمیانِ یک مشت جامانده 
خیلی خراب است
خراب تر از آنکه بشود شرحش داد...
کاش روزی در آغوشت جان دهم
ماندن بدونِ تو عینِ مردن است...
دلم یک دنیا خرابه ی شام است آقا...
با سربیا که ببینمت به چشم...
هوایِ جنون دارم
جنون.
هر آدمى تو زندگیش 
فقط یه چیزو با جون و دل از خدا میخواد
اگه اون یه چیز نشه خیلى باورا توی آدم میمیره
حالا باور هیچى،
امیدِ داشتن، دیگه رنگ قبلش نمیشه واسه اون آدم
یعنی زندگی دیگه براش خوشحال کننده نیست که بخواد براش تلاشی کنه شروع میکنه ذره ذره مردن، لین مدل مرگ خیلی سخته! دلت میخواد از زمدگیت لذت ببری، شادی کنی، بچرخی، بخوری، بخابی و از همه چیز لذت ببری ولی دیگه هیچی برات مزه نداره
شب چو در بستم و مست از می‌نابش کردمماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردمدیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مراگرچه عمری به خطا دوست خطابش کردممنزل مردم بیگانه چو شد خانه چشمآنقدر گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمعآتشی در دلش افکندم و آبش کردمغرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهادخواندم افسانه شیرین و به خوابش کردمدل که خونابه‌ی غم بود و جگرگوشه دهربر سر آتش جور تو کبابش کردمزندگی کردن من مردن تدریجی بودآنچه جان کند تنم، عمر حسابش
الان کهداشتم نظرات قدیمیمو نگاه میگردم ( ماله اواخر سال ۹۵،۹۶) وقتی وارد سایت چند نفر از قدیمیا شدم به طرز عجیبی همشون تبلیغاتی شده بودن !!! 
 گردشگری ، بازاریابی ، کامپیوتر ، جالبتر اونیه که نوشته بود برنج مرغوب!! 
مگه میشه یهو چند تا اینطوری بشه ؟ نکنه بلاگایی که بعد یه مدت خاک میخورن خود به خود میشن صفحه تبلیغاتی ؟:/ 
+ اعصابم خورده چون سهیل و برهان تو سریال بوی باران مردن + لیورپول باخت + فردا ساعت ۶ صبح کلاس دارم ! 
بای  
عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
عنوان: زمستان فصل مردن نیستنویسنده: فرشته نوبختنشر: کوله پشتیتعداد صفحات: 168سال نشر: چاپ اول 1395
فرشته نوبخت در این کتاب به شرح برش‌هایی از زندگی روزمره چند زن آسیب‌دیده در جایگاه‌هایی مختلف پرداخته است و آن‌ها را در دل یک رمان در کنار هم قرار داده است.
 
- احساس پوچی و حماقت مثل خون راه افتاد در جانم. از همان لحظه‌ی اول که دستش را گرفتم بردم توی دیزی‌سرا، داشتم سنگی را در تاریکی پرتاب می کردم. اما بعد از آن گفت‌وگو، که ثریا همچنان در تاریکی
عنوان: زمستان فصل مردن نیستنویسنده: فرشته نوبختنشر: کوله پشتیتعداد صفحات: 168سال نشر: چاپ اول 1395
فرشته نوبخت در این کتاب به شرح برش‌هایی از زندگی روزمره چند زن آسیب‌دیده در جایگاه‌هایی مختلف پرداخته است و آن‌ها را در دل یک رمان در کنار هم قرار داده است.
 
- احساس پوچی و حماقت مثل خون راه افتاد در جانم. از همان لحظه‌ی اول که دستش را گرفتم بردم توی دیزی‌سرا، داشتم سنگی را در تاریکی پرتاب می کردم. اما بعد از آن گفت‌وگو، که ثریا همچنان در تاریکی
این فیلم دربارهٔ یک سفینه فضایی است که هزاران نفر را به سیاره‌ای دور دست می‌برد، اما یکی از محفظه‌های خوابش ایراد دارد و در نتیجه یکی از مسافران ۹۰ سال زودتر از موعد مقرر از خواب برخواسته و وقتی می‌بیند که به تنهایی در حال پیر شدن و مردن است تصمیم می‌گیرد مسافر دیگری را نیز بیدار کند…
ادامه مطلب
 
درست یادم نیست از چند سالگی بهم الهام شد که در یکی از روزهای تابستانی بیست و دو یا سه سالگی خواهم مرد! و مردنم حتما چیزهایی را ناتمام می‌گذاشت که آن زمان برای رها کردن‌شان غصه می‌خوردم و برای همین از رسیدن روزهای تابستان بیزار و ترسان بودم. این شد که با تمام نیروی درونی‌ام در برابر «مردن در بیست و سه سالگی» مقاومت کردم و با اصرار زیاد خواستم که زنده بمانم. 
خب، زنده ماندم.
بدون کوچک‌ترین اثری.
 
 
اصفهان چند ساعتی است باران مقطعی میبارد. تمام بچه های محل دور هم جمع شده اند و به آسمان نگاه میکنند. وقتی چند قطره باران شروع به باریدن میکند، دست میزنند و شعر میخوانند.
خدایا این دلخوشی ها را از ما نگیر. خدایا؛ برای بچه های محله ما از آسمانت باران بفرست، نان بفرست. دلم میگیرد از این هوا، از این مردن...
تیره بختی هلاکم خواهد کرد. به قول آن شعر شاعر:
تیره بختی در وطن احساس غربت میکند...
*راستی دیشب خوابم برد. حدود 5 ساعت. بازم شکر. 
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشی. 
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشی بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرین سنگر سکوت نیست، آخرین سنگر بلاگه :) 
شاهد از اوصاف خداوند است و زمانی که کسی به آن درجه از خلوص برسد که به مقام شهادت نایل آید!
 او مخلوقی است ملحق شده به خالق و عادی است و از ونفخت فیه من روحی.
شهادت نه یک مردن، که یک انتخاب است: ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله. اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون . هر کسی را که در راه خدا کشته و شهید شد، مرده نپندارید؛ بلکه او زنده جاوید است ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت . شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به
اینجا مثل قبرستان بی گور شده برایم.تا دست به قلم میشوم اشکهایم سر میخورد روی گونه هایم..
کاش به راحتی نوشتنش بود، مثلا بنویسی آرام باش و آرام شوم.نمیدانم چرا در عین حال که همه چیز معنایش را برایم از دست داده باز هم غمگینم.تمام شب را بیدارم.در همان گروه مجازی نگاه میکنم به کلمات اینو آن.نمیدانم به دنبال چه می گردم.هرچه هست نزدیک نیست.بعد بی حوصله میشوم و سرم را میکنم توی بالشت خودم را میزنم به مردن.حتا پریود هم نیستم..نمیدانم چه مرگم است..
زندگی عادلانه نیست..
من افتادم تو یکی از ترسناک ترین کشور و تو ترسناک ترین دوران تاریخ این کشور. دیدن عکس های قبل انقلاب  شنیدن رفاه مردم تو اون زمان برام قابل تصور نیست. درک من برای اینکه کسی سگ دو نزنه واسه زندگیش و بازم آخر ماه نرخ تورم بالاتر از قدش باشه نیست.نمیدونم آزادی آزادی ای که کشور های دیگه ازش دم میزنن چه مزه ای داره و نمیتونم جز بگیر و ببند این روز ها چیزی جز این رو تصور کنم وقتی اسم آزادی رو میشنوم. حق انتخاب رو فقط وقتی میخوابم دا
جمعه ی قبل از مردن بابا خونمون خواستگاری بود.
گفت تا نیدمدن موهات رو ببافم؟ گفتم میخوام باز باشه.
شب که رفتن و داشت موهام رو می بافت به شوخی گفت من اگر پسر بودم با دختری که موهاشو نمی بافه عروسی نمیکردم.
بابا واقعا رفتارت مسئولانه نبود؛ شاید اگر دلواپس این بودی که نباشی موهام رو کسی نمی بافه، الان زنده بودی.
خلاصه که موهام انقدر دستهات رو کم دارن هر آن ممکنه برم آرایشگاه پسرونه موهام رو کوتاه کنم.
بیست و پنجم دسامبر سالروز تولد پیامبر صلح و دوستی، مهربانی و مودّت عیسی مسیح(ع) است. پیامبری که به تصریح قرآن، بی پدر و از مادری باکره چون مریم که تمام عمر خویش را به عبادت و بندگی خداوند صرف کرد و سرانجام با زادن فرزندی پاک و مبشّر روح القدس اجر و مزد عبادات خویش را در دنیا و آخرت گرفت.
 
                      مریم مادری پاک  
اضطرابی عجیب درونش را فرا گرفته بود؛ امّا گامهایش را محکم و استوار برمی داشت، کودکی را که در آغوش داشت به نزد قومش آورد.
بسم الله
 
امروز بعد از چهار روز جسد فرناز دولتخواه کوهنوردی که در جبهه ی شمال شرقی دماوند گم شده بود پیدا شد.صفحه اینستاگرامش را بالا پایین میکنم و شوقِ زندگی را از عکس هایش میبینم.شوقی که خودم هم خوب میفهمم و درکش میکنم.این مرگ برایم لذت بخش ترین مرگ دنیاست.مردن در راهی که برایم معنی بزرگی در این روزگارِ بی معنی دارد.در صفحه اش این جمله تحت تاثیرم قرار داد:
✨محبوب همه باش،معشوق یکی...مهرت را به همه هدیه کن،عشقت را به یکی...
 
شب به خیر خانم دول
قلبم بدرد اومده و نفسم گرفته ، آرامشم بهم ریخته ، داغونم داغون
دلم میخواد برم عین ماه رمضونی سجادمو پهن کنم و چادر گل گلیمو مثل شبِ اول قدری بزارم سرم و از ته دل زار بزنم ...
دلم میخواد زار بزنم بگم جز تو دیگه هیشکی نیست و من تنهای تنهام ‌...
دارم دق میکنم دق...
من آرزوی مردن نمیکنم ها 
میشه فقط منو زودتر ببری؟ ببر ! منِ بی هدف بی انگیزه بی آینده رو ببر پیش خودت تا بیشتر از این رسوا نشده...
خدایا میبینی وضعِ من چطوریه؟!
میبینی نه...
میدونم خیلی خوبی...
قلبم بدرد اومده و نفسم گرفته ، آرامشم بهم ریخته ، داغونم داغون
دلم میخواد برم عین ماه رمضونی سجادمو پهن کنم و چادر گل گلیمو مثل شبِ اول قدری بزارم سرم و از ته دل زار بزنم ...
دلم میخواد زار بزنم بگم جز تو دیگه هیشکی نیست و من تنهای تنهام ‌...
دارم دق میکنم دق...
من آرزوی مردن نمیکنم ها 
میشه فقط منو زودتر ببری؟ ببر ! منِ بی هدف بی انگیزه بی آینده رو ببر پیش خودت تا بیشتر از این رسوا نشده...
خدایا میبینی وضعِ من چطوریه؟!
میبینی نه...
میدونم خیلی خوبی...
حالا بیست و هفت ساله ام . عددی که برای سن و سال عددی نسبتا بزرگ است . برای قیافه و فیزیک من که دیگر خیلی بزرگ تر .اما هست . سال های عمرم دارند میروند و پیری به این موضوع کاری ندارد که سن به قیافه و فیزیک ِ طرف میخورد یا نه .من بیست و هفت ساله ام و چیزی از خیال ِ خوش ِ روزهای بیست سالگی ام برای امروز به یاد ندارم . فقط یادم می آید که چطور توی سالهایی که وضع اقتصادی خانواده ها بهم ریخت ، من رفتم سرکار . و چطور توی این سالهایی که آمد و رفت صبح های زود بیدار
نصربن قابوس گویدامام صادق ع  اطعام دادن بیک مومن نزد من محبوبتر است اار ازاد کردن ده بنده وگزاردن ده حج  عرض کردم ده بنده  وده حج  فرمود ای نصر اگر شما طعامش ندهید میمیرد یا زبونش میسازید ،زبرا او از فشار گرسنگی  نزد ناصبی میرود از او سوال میکند  مردن برابش از سوال کردن از ناصبی بهتر است ای نصر هر که مومنی را زنده کند چنان است که همه مردم را زنده کرده و اگر با و اطعام نکنید اورا. کشته اید واگر اطعامش کنید او را زنده کرده اید 
میدونی میخوام قبول کنم که این دنیا چه خوشبخت باشی چه بدبخت اصلا مهم نیست
اما پس زندگی که میگن چیه؟چرا یه سریا دارن خوبشو یا سریام مثل من افتضاحشو !
یه سری از کارا رو بخاطر ابرومون انجام نمیدیم و این خیلی بدع
وقتایی که مامان میگ بریم و برای خودمون زندگی کنیم دلم میخواد قبول کنم اما ...
خدا چرا یکم زندگیمونو درست نمیکنی چرا همه ی بدبختی مردن همه عزیزم مریضیای مختلف اخلاف افتضاح اون ابروی رفته رو نضیب من کردی چرا ؟
گاهی به مامان میگم تو خیلی وضعت
مرگ، چون که ما را از داشتن موارد خوب و دوست داشتنی جدا می کند ناخوشایند است.
به گفته اپیکور مرگ برای آن تعدادی از افراد که درباره آن تحقیق می کنند ترسناک نیست. شما وقتی که درباره یک موضوعی آگاهی حالا نه به صورت کامل داشته باشید دیگر از آن موضوع هراسی ندارید بلکه گاها مشتاق هستید که زودتر آن پدیده یا اتفاق را به چشم دل ببینید.
اگر ما می دانستیم که بعد از مرگ قرار است که با چه رویدادها و حوادثی روبرو شویم شاید تجربه مرگ برایمان جالب تر بود. حالا ا
دانلود آهنگ سهیل مهرزادگان بی عشق
هم اکنون شنونده موزیک جدید و فوق العاده ی * بی عشق * با صدای زیبای هنرمند محبوب و مشهور , سهیل مهرزادگان باشید.
دانلود آهنگ سهیل مهرزادگان به همراه متن, پخش آنلاین و بهترین کیفیت (کیفیت اصلی) از رسانه مدیاک
Download new song by Soheil Mehrzadegan called Bi Eshgh With online playback , text and the best quality in mediac
متن اهنگ بی عشق سهیل مهرزادگان
حیف از نگاهم حیف از تویی که رفتی و من چشم به راهمحیف از غروری که دگر در دل ندارم حیف از منو حیف از تو و آن روزگار
از داخل آکواریوم شیشه ای با تخم های سفید و سیاه بر سر 
جمعیتی توده از گنجشک های بال شکسته 
نگاه مات مبهوت،خیره بر چهره های دررون آکواریوم
عده ای مثل لنجنخواران چسبیده به آکواریوم 
ترس از مردن در هوای آزاد 
ترس از کشته شدن، از نوک زدن گنجشک ها
لنجنخوارانی که هیچوقت نتوانستند شنا کردن را یاد بگیرند
 اما
 ادعاهای بزرگ بدون عمل دارند ....
معادرا چه معناست؟                        مرا همین تمنا است
یعنی بشر تماما                             زنده شوند حتما
با روح وبا همین تن                         دوباره بعد مردن
فاعل هر نیک وبد                           سزای خویش بیند
آن که نماز خوانده                          شیطان ز خویش رانده
امر به خیر کرده                            نهی زبد نموده
چشم ز نامحرمان                         پوشیده در هر مکان
عمل به امر خدا                            کرده ارآن ابتدا
بود بهشت ج
 
 
حق حضانت برای تو ... درد زایمان برای من ...نام خانوادگی برای تو ...زحمت خانواده برای من ... سند خانه برای تو ...بیگاری خانه برای من ... چهار عقد برای تو ...حسرت عشق برای من ... هزار صیغه برای تو ...حکم سنگسار برای من ... هوس برای تو ...عفاف برای من ...این بود ازادی و برابری حقوق برای زن و مرد. . . زنها حق اعتراض . . .!!!ندارندارام بمیر بانو که حتی عکست را پس از مردنبرروی اگهی ترحیمت نمیزنند!!!!ﺳﻤﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎنی
 
 
 

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها